اسم شناسنامه ای - تاریخ: 1396/10/6 ساعت: 11:14
یکی از برکات تلگرام اینه که بعد از 18 سال دوباره فامیل منو به اسم شناسنامه ایم یا همون الهه صدا می زنن. xa0این جوری بود که بچگی ها رفتیم مکه، اونجا حالم بد شد، بعد بابام نذر کرد اگه حالم خوب بشه اسمم رو عوض کنه و بذاره «زهرا». ولی عوض کردن اسم تو شناسنامه اون موقع ها سخت بوده. برا همین هر جا پای شنا...
بیرون اومدن سخته - تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 23:52
همون روزی که نمی دونستم چی کار کنم، همون روزی که هیچ کدوم از کارام معنی نداشت، همون روزی که هم حالم گرفته بود،همون روزی که هم یه بار سنگین رو دوشم گذاشته شده بود و هم یه بار سنگین از رو دوشم برداشته شده بود، رفتم تو فروشگاه نشر چشمه و یه کتاب که فقط عکس جلدش رو قبلا دیده بودم ، خریدم و اومدم بیرون. ...
هول بده! - تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 23:52
یعنی من به محض دفاع از پروژه ی کارشناسیم، این لپ تاپ رو خاموش نکرده، پرت می کنم تو سطل آشغال همون کلاسی که قراره توش پروژه رو ارائه بدم :| می زنمش به برق، دکمه ی power رو می زنم، بعد به جای این که روشن بشه همین جوری هی چند ثانیه یه بار یه صدای "تق" xa0میده! قشنگ مثل ماشینایی که استارت می زنی و روشن ...
adaptive channel equalization* - تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 23:52
اصلا می دونی چیه؟ بعضی وقتا کیفش به اینه که بدونی داری اشتباه می کنی و بازم به اشتباهت ادامه بدی. +چرا واقعا من اومدم سر کلاسی که به جز من فقط استاد هست و یه دانشجو دیگه؟!xa0 + تازه وقتی میگه:"از جلسه قبل یادتون هست که..." با کمال پررویی تایید می کنم:)) + یه چند نفر اومدن... + من که می دونم این آخر ...
کف پاهاش تغییر کرده :| - تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 23:52
رسیدم خونه، کف پاش رو گرفته جلوی صورتم، میگه:«تغییری احساس نمی کنی؟» انگار که من شب به شب کف پای اینو چک می کنم ببینم تغییر کرده یا نه :| بعدش کاشف به عمل اومد که آقا حنا گذاشتن کف پاشون! محمدمتین رو میگم.برادرم. + بهم پیام داده و آرزو کرده که زندگی خوبی رو در کنار همسر محترمم شروع کنم. می خواستم بگ...
میگه این فیلد نمی تواند خالی باشد! - تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 23:52
اصلا من فردا پاشم برم دانشگاه که چی بشه؟ مثلا امروز رفتم چی شد؟ غیر از این که اعصابم خورد شد و با حال گرفته از دانشگاه زدم بیرون و تو مترو اینو برا خودم نوشتم؟ «اگه بخوام دقیقا حسم رو توصیف کنم باید بگم منتظر یه ضربه هستم که بعدش بشینم و زار زار گریه کنم و تمایل دارم این ضربه از طریق کوبیدن سرم تو ی...
زلزله شد. - تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 23:52
حداقل من یکی آمادگی زلزله رو داشتم.پاشدم رفتم تو چارچوب در دستشویی:| + داشتم فکر می کردم چقدر خوبه که هفته ای یه روز تنهام و این جوری شد که دیگه خیلی بعید می دونم منو تنها بذارن:( + با همسایه در مسیر هشتگردم و دارم به اونایی که به اندازه من وحشت کردن و خارج از تهران جایی ندارن برن فکر می کنم. + کاش ...
یه سوال - تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 23:52
اگه جای من بودید چی کار می کردید؟ + می دونم سوالم خیلی کلیه. ولی خب، دوست دارم بدونم.
کفش مشکی پاشنه بلند - تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 23:52
برگشتیم تهران، مامانم میگه :«کفش مشکی پاشنه بلند های منو هم واکس بزن بذار دم در. منم پاشم حاضر شم، برم ختم» یه جفت رو واکس زدم، میگه اینا که پاشنه بلند نیست، یه جفت دیگه رو واکس زدم، میگه اینا که کفش نیست(!)، همون یه جفتی که باقی مونده بود رو نشون دادم، میگه آره، همینا! می بینید چه جوری برخورد می کن...
تو خیلی ... - تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 23:52
بالاخره می رسه اون روزی که برم بایستم جلوش و براش آهنگ «تو خیلی دوری» از گروه بمرانی رو بخونم. با این تفاوت که به جای کلمه ی «دور» از کلمه ی «گاو» استفاده می کنم! این جوری: «تو خیلی گاوی...خیلی گاوی..» + بله، من خیلی بی اعصابم! + خیلی اعتیاد آوره این فرندز... برای سومین بار شروعش کردم دیشب :( + اونی...
یه گله اسب - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:23
سعی داشتم بخوابم، یهو دیدم از تو هال صدای یه گله اسب میاد:| رفتم دیدم نایلون حبابدار یخچال رو پهن کردن وسط هال، دارن می پرن روش، حباباش بترکه:| خواهر و برادرم. + فردا تولد ۸ سالگی وبلاگمه. یادمه اولین آدرسشelaheyeaban.persianblog.ir بود و من هم با اسم مستعار "کژدم زهرآگین" توش می نوشتم.
دروغ چرا؟ - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:23
دروغ چرا؟ از وقتی باهاش حرف زدم فکرم خیلی درگیره. من از مریضی مادرش پرسیده بودم و اون از مریضی خودش گفته بود و بعد هم از دوست مشترک فوت شده مون حرف زده بود. بعدم دارو هایی که می خوره و دوره هایی که گذرونده و بعدم نتیجه ی نهایی روانکاوی و ول کردن همه
بستنی فروش تنبل - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:23
تو فاصله ی بین در دانشگاه و ایستگاه مترو، یه مغازه ی بستنی فروشی کوچیک هست که هر بار از جلوش رد میشم، تعداد زیادی آدم، جلوی مغازه، روی چهارپایه های پلاستیکی نشستن و دارن بستنی می خورن. یه بار که داشتم این مسیر رو می رفتم، دیدم چند متر این طرف تر، یه
نوید - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:23
خسته بودم، 20 تا ایستگاه مترو باید می رفتم و تازه وسطش هم باید خط عوض می کردم. صندلی ها پر بود، نشستم گوشه ی واگن، رو زمین. اونم داشت برا خودش می دوید. گفتم :«نخوری زمین!» رفت. چند دقیقه بعد، دیدم یه کله بالاسرمه:«تو نشستی اونجا، من وایستادم اینجا!»
برخورد شما نشانه ی ... - تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 13:55
برخوردهای ما چه تاثیری رو بقیه میذاره؟ خیلی وقت ها نمی تونیم اینو بفهمیم. نمی تونیم، چون نمی دونیم اونا تو هر لحظه چه حسی دارن، به چی فکر می کنن، به کدوم قسمت از برخورد ما توجه می کنن. معمولا وقتی شرایط سخته، دقت مون رو برخوردها و رفتار های دیگران بی
اسنیکرز و آبمیوه - تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 13:55
من نشستم تو سلف دانشگاه و دارم خورش خالی و سالاد بدون سس می خورم و به این فکر می کنم که احتمالا تو خورش مقدار زیادی شکر ریختن، پس بهتره امروز قند نخورم با چای، اون وقت یه نفر اومده نشسته کنارم و داره برا ناهار اسنیکرز و آبمیوه غیرطبیعی می خوره:| + ب
- - تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 13:55
خسته بودم از زندگی. دنبال یه همراه می گشتم. یه رفیق. یه همسفر.به خیال خودم پیداش کرده بودم. ازدواج کردیم. ولی نه رفیق بود، نه همراه، نه همسفر. فکر کردم شاید من توقعم بالا بوده. شاید من راجع به ازدواج اشتباه فکر می کردم. درست میشه... درست میشه... همه
غر - تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 13:55
xa0آخر تابستون داشتم غر می زدم که چرا نشستم جای هزار تا کار مفید تر دیگه ای که می تونستم بکنم، پایتون خوندم؟! امروز کلا برنامه ی کارآموزی عوض شد، بدون این که از من بپرسن پایتون بلدی یا نه، گفتن برو همه رو پایتون بزن! نمیگم حالا خیلی بلدم، ولی حداقل دست
کاربرد نمادین در* - تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 13:55
یه جایی می خوندم اگه سر یه دو راهی گیر کردی، شیر یا خط بنداز. مهم نیست نتیجه چی بشه، مهم اینه که وقتی سکه رو هواست، متوجه میشی که بیشتر دلت می خواد شیر بیاد یا خط. بر خلاف خیلی از جمله های بی معنی و عجیب و غریبی که این روزا به عنوان جمله های قشنگ و پ
یه همچین استادایی داریم ما - تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 13:55
xa0 xa0 + فکر کنم ملت این پیام استاد رو به عنوان جوک برا بقیه فرستادن، چون اعضای کانال 49 نفرن، این 70 تا بازدید داشته. + درسته که دارم خودمو با چند تا از آهنگ های همایون شجریان و سینا سرلک خفه می کنم، ولی از آهنگ های سینا حجازی هم خوشم میاد راستش: xa0 م