رد پاهای کثیف
-
تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 7:54
صدای بارون میاد.و دلتنگترم از همیشه. xa0تنها نشستم وسط هال و سنتور رو گذاشتم جلوم که بعد از ۶ ماه یه سر و صدایی ازش دربیارم و ببینم اصلا چیزی یادم هست یا نه. مترونوم داره برا خودش سر و صدا میکنه بلکه
الههی سرآشپز!(بر وزن موش سرآشپز)
-
تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 7:54
آب اگر دستتان است بگذارید زمین، بروید این را درست کنید: یک عدد تخم مرغ، ۲ قاشق غذاخوری کرهی آب شده، و سهچهارم لیوان شیر و کمی وانیل را باهم مخلوط کنید. بعد از یکدست شدن، یک لیوان آرد و کمی بیکینگ
تبریک
-
تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 7:54
دوستان عزیز بیانی، سال نو تون مبارک!
زهی خیال باطل...
-
تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 7:54
همین هفتهی پیش که داشتم برای عید برنامهریزی میکردم و فکر میکردم چطور به این تکالیف سنگین برسم، با خودم گفتم «روی هفتهی دوم اصلا حساب نکن! هفتهی دوم طبق معمول، قرار است مریض باشی و کاری جز خواب ا
برای سایه(۱۰)
-
تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 7:54
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
اقیانوسی به عمق یک بندانگشت
-
تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 7:54
از دانش روانشناسی مثلا اینو میدونم که این که حافظهم ترکیده و هیچی یادم نمیمونه یه جور مکانیزم دفاعیه که یه چیزایی یادم نیاد، اما نمیدونم در ادامه باید چیکار کنم که حداقل یه چیزایی یادم بیاد :|
میثم است دیگر...
-
تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 7:54
هر لحظه ممکنه دخترش به دنیا بیاد، بعد اومده نشسته وَرِ دلِ ما، تو استکان چای میریزه، میگه بفرمایید کاپوچینو؛xa0 سیب تعارف میکنه، میگه بفرمایید پیاز:| + کلمه کلیدی زدم براش:)))) + البته فعلا سه تا پست داره، ولی مطمئنم خیلی بیشتر نوشتم راجع بهش. باید بگردم تو آرشیو پیدا کنم :دی
دموقراضه
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:38
« .. پیشبینی همگان و تنها نقطهی امید مردم که گهگاه توسط عدهای به زبان هم میآمد این بود: حکومتی که بنیانش بر جهالت و کوری و بیتدبیری است، بیش از چند روز، دوام نمیآورد و از درون فرو میپاشد و نابو
دموقراضه ۲
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:38
هدف مهمتر پادشاه، فهماندن این اصل مهم به مردم بود که: " ندیدن هنر است، نه دیدن." منبع: سیدمهدی شجاعی، دموکراسی یا دموقراضه،نشر نی + بعدازظهر داشتم اینو میخوندم و به مصداقهای فراوانش فکر میکردم، اومدم خونه دیدم نوشته یاشار سلطانی به ۵ سال حبس محکوم شد. + بله، میفرمایند که خودمون رو ول کن، الان باید ب...
برای سایه(۹)
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:38
ارتباط خاصی با هم نداشتیم،xa0فقط من فکر میکردم اگه یه روز نباشه، چقدر دنیا غیرقابل تحمل میشه.فکر میکردم تنها دلخوشیم، همین بودنهای گاهگاهه.xa0 اختلافی هم پیش نیومد بینمون. فقط از یه روزی به بعد، دیگه
دموقراضه ۳
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:38
« ... پادشاه اگر عقلی نفسگرایانه و دنیامدارانه داشته باشد، یکی از این دو مسیر را انتخاب میکند: راه اول: برای مردم، خدایانی از جنس سنگ و چوب و غیره میتراشد و آن خدایان دستساز را نمایندهی خدای واحد
درخت که نیستی، حرکت کن.
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:38
اوایل شهریور، وقتی بالاخره تونستم خودم رو قانع کنم که دوباره پامو تو دانشگاه بذارم و برم بعد از ۶ ماه کارای فارغالتحصیلیم رو انجام بدم، دانشگاه لعنتیترین جای دنیا بود. از در و دیوارش غم میبارید. آد
بخورید و بیاشامید...
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:38
رستورانهای سلف سرویس یه قانون رو بدجور کم دارن: " در برداشتن غذا از روی میز اصلی کاملا آزاد هستید، اما غذایی که رو میز خودتان باقی بماند، به صورتتان مالیده خواهد شد." + شاید هم من اعصاب ندارم. + نه واقعا، تو این مورد، اسراف و باقی موندن غذا تو بشقاب هیچ توجیهی نداره.
باجناق فامیل میشه.
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:38
دو تا درس داریم این ترم که دو تا باجناق ارائهشون میدن. اون قدر با هم تفاهم دارن که ساعت کلاس و امتحانشون یکی بود و ما دو هفته دویدیم تا این دو تا رو از هم جدا کنیم و بتونیم هر دو درس رو برداریم. حالا هم که کلاسها شروع شده، این باجناق سر کلاسش از اون تعریف میکنه، اون از این. یه راهکار بدید بین این دو...
دموقراضه ۴
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:38
«گناه حکومتهای پیشین این بود که اموال مردم را در جهت اهداف پلید خود خرج میکردند. در حالی که ما این اموال را در جهت اهداف پلید آنان خرج نمیکنیم، بلکه در جهت اهداف ارجمند خودمان خرج میکنیم. و هر کس
من، من!
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:38
xa0آقای ی. : من پروژه رو ارائه میدم، شما اسلایدها رو تو لپتاپ خودتون ببینید. اینجا پروژکتور نداریم. طهورا: بچهها، صفحهی لپتاپ کی از هم بزرگتره؟ آقای م.: من، من، من، من! + به مهد کودک ۴۰۱ خوش آمدید. + گیرِ یه مشت دلقک افتادیم:)))
ما (یک روایت طولانی) + صوت
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:38
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و
لیسانسه ی بی کار
-
تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 12:28
رفتم تو گروه تلگرام فامیل، دیدم عمه م اینو نوشته: «سلام بر همه فامیل وتبریک فارغ التحصیلی به اولین خانم مهندس فامیل، مبارک باشه الهه جون ان شاء الله تبریک ِ ارشد ودکتری.» و نیم ساعت داشتم فکر می کردم چطوری من شدم اولین خانم مهندس فامیل. بعد دیدم خب عمه هام و مامانم همه شون علوم انسانی خوندن. اون ۷ ت...
معلق
-
تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 11:38
هر جور فکر می کنم می بینم بد موقعی بود. خیلی بد موقع.دقیقا بدترین زمان ممکن. اون قدر بدموقع که تازه حالا و بعد از گذشتن این همه مدت، توان اینو دارم که بهش فکر کنم. نمیشه که بی ربط باشه. مگه ممکنه این دو تا اتفاق ربطی به هم نداشته باشن؟ هنوز اون روز و اون نگاه جلوی چشمم هست. هنوز دارم اون چهره رو می ...
تازه یه تمرین هم دارم
-
تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 11:38
یکی از زمان هایی که خیلی ازش بدم میاد زمان هایی مثل الانه! که مثلا یه کاری دارم و می دونم که دو-سه ساعت بیشتر زمان نمی گیره, ولی چون هنوز چند روزی براش وقت دارم, انجامش نمیدم. ولی تو اون چند روز دائم فکرم درگیرشه و به کارای دیگه هم نمی رسم :| الان دیگه هیچ توجیهی وجود نداره و دیگه باید بشینم پاورپوی...